در حال بارگذاری

در حال بارگذاری ...



  چاپ        ارسال به دوست

مصاحبه با هنرمند خوش نویس حجت الاسلام والمسلمین کشفی

ایمان و معرفت منشا خلق هنر الهی و مقدس

خوشنویسی، از جمله مهمترین هنرها در جامعه اسلامی است. شاید بتوان گفت این هنر یکی از شاخص‌ترین هنرها در سرزمین‌های اسلامی، و به مثابه زبان هنری مشترک برای تمامی مسلمانان است. دلیل این اهمیت را می‌توان پیوند هنر خوشنویسی با آخرین معجزه الهی، یعنی قرآن کریم دانست؛ ارتباطی که باعث شده هنر خوشنویسی، تجسم کلام وحی شناخته شود. در واقع ارتباط خوشنویسی با کتابت قرآن و همت بسیاری از مسلمانان برای نگارش قرآن به خطوط زیبا باعث شد که این هنر در تمدن اسلامی جلوه‌ای خاص و ویژه داشته باشد.

ارتباط هنر خوشنویسی با متون مقدس همچون قرآن و سخنان زیبای اهل بیت (ع)، توانست موجب علاقمندی و شیفتگی مردم به این هنر شود. در تاریخ تمدن اسلامی شاهد علاقه‌مندی بسیاری از علمای برجسته به هنر خوشنویسی بوده‌ایم. حضور عالمان و عارفان در این هنر، باعث معنابخشی ویژه‌ای به این هنر شده است؛ معنایی که از ژرفای عمق هنرمند خطاط به صورت فرم‌های مختلف خوشنویسی ظهور کرده است. شاید بتوان گفت علاوه بر اینکه روح معنوی موجود در خوشنویسی باعث تطهیر و تصفیه قلب هنرمند می‌شود، بسیاری از افراد مخصوصا علما به واسطه حضور معنویت در هنر خوشنویسی است که شیفته چنین هنری می‌شوند و به آن تمایل پیدا می‌کنند.

یکی از چهره‌های صاحب‌نام و از علمای حوزوی که سال‌هاست در حوزه خوشنویسی فعالیت می‌کند، حجت‌الاسلام والمسلمین جناب استاد حجت‌ کشفی است. این گفتگو بهانه‌ای است تا ضمن آشنایی بیشتر با این هنرمند حوزوی، نظرات ایشان را در خصوص حکمت معنوی خوش‌نویسی جویا شویم.

 دبیرخانه هنر آسمانی: جناب استاد کشفی، برای آشنایی بیشتر خوانندگان ما، لطفا خودتان را معرفی کنید و نکاتی درباره فعالیت‌ها و تجربیات‌تان در عرصه خوش‌نویسی بیان بفرمایید.

در ابتدا لازم است عرض کنم که وظیفه اصلی‌ام طلبگی است، اما چون ادبیات و خوشنویسی ارتباط محکمی با طلبگی و تحصیل دین دارد، همچون پدرم که از قدیم در هنر خوشنویسی فعالیت داشت، به خوشنویسی علاقمند شدم. با پیدایش وسایل جدید، به تدریج خوشنویسی رو به ضعف رفته است. ما زمانی که در استهبان فارس بودیم، آثار دستی زیاد بود؛ از جمله نسخه‌ها و قرآن‌نوشته‌شده‌های دستی، اما مردم اهمیتی به این آثار نمی‌دادند و خیلی از آنها را دفن می‌کردند آثاری که برای قوم‌های ریشه‌دار و اصیل بود.

از آنجایی که وسایل کتابت و خط در قدیم به راحتی میسر نبود، بنده به تهران رفتم. در سال ۴۲ به قم آمدم و طلبه شدم. سال ۴۵ برای ادامه تحصیل به نجف مشرف شدم که راهنمایی‌ام کردند که از محمدهاشم بغدادی، قواعد خط عربی را فرا بگیرم. در آنجا که بودم توانستم به خوبی قواعد خط عربی را بیاموزم و نسبتا قوی شدم تا اینکه صدام همه را تارومار کرد.

انقلاب که شد، دو دیدگاه به وجود آمد. بسیاری که علاقمند بودند، تصور می‌کردند هر چه هست، از جمله فرهنگ، سیاه است و نتیجه این نوع نگاه این بود که خوشنویسی زیان دید چون خوشنویسی همچون هنرهای دیگر مورد اقبال قرار نمی‌گرفت. بر این اساس سال ۵۷ تا ۶۰، دوران احتضار خوشنویسی بود. یک عده آشوبگر و میوه‌چین، همرنگ جماعت شدند تا از آب گل‌آلود ماهی بگیرند. اما به هر حال در آن دوران استاد امیرخانی نگذاشت که هنر خوشنویسی به دست بی‌هنران بیافتد. انجمنی تاسیس کردند و در این انجمن برای خوشنویسان آیین‌نامه‌هایی تدوین کردند و همچنین برای عموم مردم کلاس‌هایی را برگزار می‌کردند تا هنر خوشنویسی از آب و تاب نیافتد و به فراموشی سپرده نشود. نتیجه فعالیت آن اساتید از آن زمان تا امروز که سال ۹۵ است، تربیت و آموزش هزاران خوشنویس است که در این انجمن پرورش یافته و فعالیت می‌کردند.

کتب مهم اسلامی و بقاع متبرک را نمی‌توان از خوشنویسی جدا کرد، چون دین ما با خوشنویسی عجین است. خط ثلث در این دوره زنده شد؛ مخصوصا در حرم حضرت معصومه (س). من با اینکه اشتغالات طلبگی داشتم، این هنر را فراموش و رها نکردم و از آن استفاده کردم. آنچه که من دارم در اثر مصاحبت و همنشینی با این بزرگواران بوده است و همه خانواده‌ام هم به این هنر پرداخته‌اند.

دبیرخانه هنر آسمانی: با توجه به اینکه مسئولیت موزه حرم مطهر را به عهده دارید، لطفا بفرمائید که پیش از این چه مسئولیت‌هایی در حوزه هنری، مدیریت کلان هنری، در ارشاد و... داشته‌اید؟

بنده از سال ۱۳۶۰، به مدت ۱۰ سال، در وزارت ارشاد، در انجمن خوشنویسان بودم. الحمدلله فایده مادی هم نداشت، اما همزمان با فعالیت‌هایی که در تهران داشتم، چون موضوع جهاد و شهادت مهم بود، موزه‌ای به‌ نام موزه مشهد تأسیس شد. هسته مرکزی آن را برخی از دوستان متدین بنا گذاشتند، و آقای دکتر محمود زرین‌قلم و مهندس احمد مسعودی که هنرمند بزرگی است، بیش از ۱۲۰ اثر را با موضوع تجلیل از شهدا، به موزه شهدا در بنیاد شهید واگذار کردند و من مسئولیت آنجا را به عهده گرفتم و تا سال ۶۷، انواع هنرها و اثرها با کمک هنرمندان پیاده شد. من نتوانستم ادامه‌دهنده راه باشم و فرصت کار نداشتم و بنابراین کار را تحویل دادم.

بعد از آن برای احیای موزه آستان مطهر حضرت معصومه (س) به قم بازگشتم. متوجه شدم کتب زیادی باید مرمت شود. چون کتب ارزشمند و قرآن‌های زیادی آسیب دیده بود. به همین دلیل خدمت آقای مولایی عرض کردم که باید این کتب مرمت شود. ایشان نیز بزرگواری فرمودند و پذیرفتند. بیش از ۳۰ هزار کتاب با عنایت و اعتبار آقای مولائی برای کتابخانه آستان مطهر خریداری کردم. آن هنرمندانی که در موزه بودند؛ از جمله استاد اردشیر تاکستانی، آقای رضا بیدآبادی، آقای مسعود هنرکار و دوستان دیگر، در کارگاه مرمت فعالیت می‌کردند. بسیاری از هنرمندان از آستانه می‌آمدند و بقیه هم می‌آمدند و کمک می‌کردند تا آثار را در کارگاه مرمت کنیم. این کارگاه بیش از ۲۰ سال فعالیت کرد، اما متأسفانه هم‌اکنون تعطیل است. من هم نفس‌های آخر را می‌کشم. گر چه من و فرزندانم صدمات زیادی در این راه متحمل شدیم، ولی الحمدلله راضی هستم.

توجه به هنر توسط طلاب و کاری که شما امروز می‌کنید، باید همان اوایل انقلاب می‌شد. ما اولین کسانی بودیم که به مرمت آثار پرداختیم. مرحوم فروزان‌فر می‌گفت هنر مرمت را در یک روستا از یک روحانی آموختم. پس هنر و علم، از حوزه دین خارج نیست. هنر را باید با رنج و زحمت به‌دست آورد و هنرمند واقعی با تواضع بالا و انسانیت تربیت می‌شود. بدون برنامه‌ریزی و آموزش، نمی‌توان هنرمند تربیت کرد. هر مقوله‌ای تعریف خودش را دارد؛ از جمله موسیقی، خوشنویسی، گرافیک، سینما و… تعریف علمی مختص به خود را دارد؛ که می‌گوید هدفش چیست و برای چیست.

هر چه در دنیا هست و هر چه آثار در عالم هست، با نوشتن همراه است. جنبه دیگر خوشنویسی، جنبه هنر است. انسانیت به عقل است. فطرت انسانی همه خصائص اخلاقی و رفتاری را به همراه دارد. ذوق، گوهری است که خداوند داده است. درک مراتب زیبایی را همین ذوق تعیین می‌کند. جلال و شکوه، از مصادیق هنر است. در همه سخنرانی‌ها و مراسمات و… احتیاج به ذوق است. چون ذوق، انسان را به بلند مرتبگی می‌رساند. برخی انسان‌های هنرمند جذابیت دارند و برخی ندارند. آن را ذوق تشخیص می‌دهد. تابلوها هم همین‌گونه‌اند.

دبیرخانه هنر آسمانی: استاد بر گردیم به بحث خوشنویسی و خط در تمدن اسلامی لطفا بفرمایید هنر خوشنویسی از چه تاریخی آغاز شده است؟

تاریخ خوشنویسی به زمان نزول قرآن و نوشتن آن برمی‌گردد. علوم اسلامی با همین الفبای عربی نوشته شده است. یعنی با الفبای کوفی که حتی تا به امروز قدرت عجیب آن در آثار جدید هم مشاهده می‌شود. بهترین کتاب در تاریخ درباره خط کوفی را آقای دکتر ابراهیم جمعه، ۷۰ سال پیش در مصر تالیف کرده است. بعد از خط کوفی، خط رقاع پیدا شد و بعد، ایرانی‌ها خط نستعلیق را ابداع کردند. خطوط هوایی تونس و کویت با خط نستعلیق است، چون بدون اعراب زیباست. خط دیوانی که بسیار جذاب و پر اثر بود که ترکان عثمانی ابداع کردند که خاصیت ترکیب پذیری خوبی دارد. خط در هر کدام از کشورهای مختلف اسلامی، به گونه‌ای متفاوت است؛ بسته به ذوق و خلق و خوی قومی هر منطقه متفاوت است همان طور که نوع لباس و غذا در کشورهای مختلف فرق دارد. کسانی باید باشند که موضوع خوشنویسی را از نظر تاریخی علم و هنر بنویسند، چون سخت‌تر از سیاست و غیره است. حرکت‌های سیاسی با رجال و فعالیت‌های آن مشخص است، اما در خوشنویسی بحث زیادی وجود دارد و متغیرات فراوانی در آن نهفته است که همه آنها را باید بررسی کرد مسائلی مانند اینکه چگونه ابن مقفع یا احمد نیریزی یا میرعماد یا شاه محمود نیشابوری در هنر خوشنویسی تاثیر داشته‌اند و چقدر به خط کمک کرده‌اند، و سبک‌ها چگونه بوده، کاغذسازی، انواع رنگ‌ها و غیره.... همه این مسائل و موضوعات دنیایی از بحث است که باید روشن شود چگونه به وجود آمده‌اند. حجاری‌های روی دیوارها و سنگ‌ها و کتیبه‌ها، نشان‌دهنده تمدن برومند انسانی است که این هم بخشی از مسائل مربوط به خوشنویسی است که باید تبیین شود.

هیچ مرزی در برابر این هنرها وجود ندارد. هیچ کس جلودار غزل حافظ و مولوی و غیره نیست. بنابراین کار شما این است که با زیباترین کار ممکن و زنده‌کردن تاریخ، این آثار هنری را زنده نگه ‌دارید. همین خون دل خوردن‌هاست که به زنده ماندن تاریخ و هنر کمک کرده است.

دبیرخانه هنر آسمانی: با توجه به اینکه خط و خوشنویسی همان طور که فرمودید با قرآن و علوم اسلامی رابطه تنگاتنگی دارد آیا ائمه معصومین(ع) در غنای خط، نقش داشته‌اند؟

باید در نظر داشت که بانی کار خداست؛ چون خداوند در آیه 57 سوره حدید فرموده است« لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ؛ به راستى [ما] پيامبران خود را با دلايل آشكار روانه كرديم و با آنها كتاب و ترازو را فرود آورديم» خداوند در اینجا فرموده است که ما پیامبران را با کتاب فرستادیم؛ کتاب هم که بدونِ نوشته نمی‌شود. خداوند «لوح و قلم» را با هم به کار می‌برد. خداوند در سوره قلم و علق چند عبارت بسیار مهم دارد در آیه اول سوره قلم آمده است« ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ؛ نون سوگند به قلم و آنچه مى ‏نويسند» و در آیه 4 سوره علق نیز آمده است «الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ؛ همان كس كه به وسيله قلم آموخت» این دو آیه معانی بسیار ژرفی دارند و نباید از آنها به راحتی عبور کرد در یک آیه خداوند به قلم قسم می‌خورد و در آیه دیگر خود را کسی عنوان می‌کند که به وسیله قلم انسان را آموزش می‌دهد. بنابراین هر پیامبری، و هر دین الهی مثل دین حضرت موسی و عیسی (ع)، همراه با کتاب و کتابت است. در فرهنگ اسلامی، حتی درباره غذا خوردن هم فقط نگفته‌اند، بلکه فرموده‌اند « كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ». اصلاً این فرهنگ، فرهنگی است که به ذوق و زیبایی دعوت می‌کند.

درباره مبانی خوشنویسی در قرآن و سنت باید بگویم که پیامبر شعرشناس بوده و در جنگ‌ها از آن استفاده می‌کردند، اما طبیعت ائمه(ع) با هنر و خوشنویسی عجین بوده است. خیلی از امامزاده‌ها هم همین طور؛ از جمله «میرسید محمد عابد» که در شیراز مدفون است، به کتابت مشهور بوده است. اما خیلی از این کتابت‌ها بعدها از بین رفته و برخی در موزه‌هاست. بنابراین نمی‌توانیم منکر بشویم که ائمه علیهم‌السلام، مروج ادب و فصاحت و بلاغت و هنر خوشنویسی بوده‌اند. چون خوشنویسی جزء این فرهنگ است.

دبیرخانه هنر آسمانی: آیا به طور مستقیم روایاتی ائمه (ع) در خصوص خوشنویسی وجود دارد؟

بله، زیاد است؛ مثلا اینکه هر کس بسم الله را به خط خوش بنویسد، بهشت جایگاه اوست. یا « عَلَيكُم بِحُسنِ الخَطِّ فَإنَّهُ مِن مَفاتِيحِ الرِّزقِ». از این دستورات و این قبیل روایات از امیرالمومنین (ع) در نهج البلاغه هم هست که «عَلِق دواتک»؛ یعنی دواتت را لیقه بینداز، یا «أطل جلفة قلمک»؛ یعنی میان قلم را طولانی کن، و روایاتی دیگر که نشان می‌دهد امیرالمؤمنین(ع) به این موضوع اشراف کامل داشته‌اند.

دبیرخانه هنر آسمانی: حال با توجه به ارتباطی که کتابت با دین دارد آیا روحانیت که در نبود ائمه معصومین متولی دین در جامعه هستند در طول تاریخ، نقشی در کتابت قرآن و شکل‌گیری خط داشته است؟

بله، به طور نمونه زینالعابدین محلاتی یکی از خوشنویسان خوب قرآن بود ایشان یکی از علمای محلات است که شاید ۷۰ قرآن نوشته و به زمان ما نزدیک بوده است. ایشان کتابی با عنوان «المآثر والآثار» را در اختیار داشت کتابی که با موضوع چهل سال تاریخ ایران چاپ شده است و در آن فهرستی از خوشنویسانی آورده شده که در چهل سال حکومت ناصرالدین شاه قاجار مشغول به کار خوشنویسی بودهاند. در این فهرست نام بسیاری از علما نیز به چشم می‌خورد علمایی مانند احمد نجفی زنجانی که بیش از ۵۰۰ اثر دارد و در این کتاب هم شرح حال او آورده شده است، ایشان فاضل و دانشمند بوده و اجازه خط را به آیت الله نجومی داده است. مرحوم آیتالله نجومی، مرحوم آیتاللهی، عبدالصبر العلی آیت اللهی، مرحوم آقا شیخ حسین نوروزی، مرحوم شیخ عباس مصباح که در آمریکاست و همسن و سال آیت الله مکارم شیرازی است و هفت بار قرآن نوشته، صحیفه سجادیه نوشته، مفاتیح نوشته، همگی از خوشنویسانی هستند که عالم و مجتهد بوده‌اند. اصلاً نمی‌شود تصور کنیم که خطاطی از دین و اسلام جدا بوده باشد و حتی اینکه روحانیت به آن توجهی نداشته است. پیگیری این مسئله، یک شاخه بزرگ تحقیقاتی است. اگر شما وارد این عرصه شوید، هر چه عقب‌تر برگردید، می‌بینید که ریشه این هنر بیشتر می‌شود و علمای صاحب نامی را نیز ملاحظه خواهید کرد که در این عرصه فعالیت داشته‌اند.

دبیرخانه هنر آسمانی: آیا مرحوم میرخانی هم در حوزه علمیه اشتغال داشتند؟

پدرش مرحوم سید مرتضی برقانی، دانشمند و معمم بوده و مقدمه‌ای بر دیوان شیخ الرئیس قاجار نوشته است. غالب اینها در حوزه طلبگی بوده‌اند؛ مثل ابوالفضل ساوجی که طبیب و شاعر و خطاط هم بوده است. باید یک عده محقق، این شرح‌حال‌ها را بنویسند و شما در این نوشته‌هایتان بیاورید. مرحوم فضائلی هم دانشمند و هم خطاط بود و کتاب «اطلس خط» ایشان، جزء بهترین آثار تحقیقی است.

دبیرخانه هنر آسمانی: تاکید کردید که بهتر است نقش روحانیت را در شکل‌گیری زمینه هنر و خط‌نویسی بررسی کنیم و در این زمینه باید کاری شایسته و بایسته انجام بگیرد؛ حضرت‌عالی در چند رشته تجربه و تبحر دارید؟

تبحر که ندارم، آشنا هستم. ما مثل طبیب عمومی، مجبور بودیم که هر که از در وارد شد، پاسخی به او بدهیم. من خط ثلث و خط نسخ نوشته‌ام؛ خط نستعلیق هم نوشته‌ام، خط شکسته هم همینطور. نمی‌توانم بگویم در کدام یک سرآمدم. خدا قبول کند.

دبیرخانه هنر آسمانی: در سایر رشته‌های هنری چه قدر ورود داشته‌اید؟

خط، همآغوش تهذیب و نگارگری هم هست و به خاطر اینکه پسرم طراحی هم می‌کند، من هم کمی یاد گرفته‌ام. نقاشی هم کرده‌ام و در هنرهایی که مربوط به کتاب‌آرایی است تبحر دارم.

 دبیرخانه هنر آسمانی: با تجربه‌ای که جناب‌عالی دارید و اهمیتی که برای ورود در این عرصه‌ها قائل هستید، ورود به سایر عرصه‌های هنری را برای طلاب و فضلا در چه سطحی لازم می‌دانید؟ آیا ورود طلاب به عرصه‌های سینما، تلویزیون و شعر و فیلم‌سازی ضرورت دارد یا خیر؟

این مسئله، مرز دقیقی ندارد؛ هویت طلبگی، به علم و تقواست، یعنی شخص باید دانش دین داشته باشد، آدم پرهیزکاری هم باشد، متعهد به دین هم باشد. خداوند کریم، قریحه را از کسی دریغ نکرده است. هر کس در هر رشته‌ای با حفظ این هویت، باید در هر لباسی زحمت بکشد. طلبه‌ها می‌توانند در رشته‌های دیگر هنری فعالیت کنند.

ما در جهانی زندگی می‌کنیم که به میلیون‌ها ابزار نیازمندیم؛ چه بهتر که کسی که طلبه است، به این ابزار اهتمام ورزد، اما نباید طلبگی خود را فدا کند؛ مگر اینکه هنر را در خطر ببیند و وجودش در زمینه هنر، زمینه خدمت بیشتری داشته باشد.

دبیرخانه هنر آسمانی: با این اوصاف ما با مقوله‌ای به نام هنر دینی مواجه می‌شویم و طلبه‌ها و فضلا، با ورود به این عرصه‌ها و با الهام از فرهنگ اسلامی و دینی، قطعاً به تولید آثار دینی و هنری اقدام خواهند کرد. نظرتان درباره تعریف هنر دینی و شاخصه‌های آن چیست؟

نظر من این است که چیزی بالاستقلال به عنوان هنر دینی نداریم؛ مثلاً فرش‌بافی یا آشپزی دینی نداریم. هنر تابع هنرمند است، یعنی عقل و خصلت و ذوق هنرمند در آن است. اگر هنرمند با ایمان و با معرفت باشد، ایمانش در آثارش تاثیر می‌گذارد. با مسامحه می‌گویند که مثلا به ساختمان‌هایی که مسلمانان ساخته‌اند، بگوییم اسلامی. یک هنرمند با ایمان، حدود الهی را حفظ می‌کند و جایی که حدود الهی شکسته شود وارد نمی‌شود؛ ولو رشد و بازار هنرش از بین برود، این کار را نمی‌کند. وقتی یک هنرمند که جوهر دانایی و هنر در او هست، ایمان و معرفت داشت، آنچه از وجودش تراوش می‌کند، الهی و مقدس است.

 دبیرخانه هنر آسمانی: پس می‌توانیم بگوییم هنر فی نفسه دینی است؟!

بله، در عالم مسامحه و تعبیر و بیان، آزادیم که اینگونه بگوییم.

 دبیرخانه هنر آسمانی: حوزه‌های علمیه چه وظایفی در تعمیق و گسترش هنر دینی دارند؟

حوزه‌ها الحمدالله نظام درستی یافته و مدیر جدید حوزه هم بینشی در این زمینه دارد و قرار است موزه‌ای هم برای علما و بزرگان بسازیم. این فکر خوبی است. اما به هر حال هنر دینی باید جزء آیین‌نامه‌های آموزشی حوزه دربیاید و مدارس و حوزه‌های علوم دینی موظف باشند که به استعدادهای هنری توجه کنند و آن را پرورش بدهند و آثاری را تولید کنند، اما گاهی جلو این کار را می‌گیرند. امروزه چقدر به ورزش اهمیت می‌دهند؟ به هنر هم باید اهمیت بدهند. اما با این تصور که مبادا فرع بر اصل غلبه کند، یا به صورت تفنن دربیاید، مانع می‌شوند، در حالی که باید به صورت وظیفه دربیاید.

 دبیرخانه هنر آسمانی: آیا حضرت‌عالی برای رشته‌های هنری و تجسمی و نمایشی، اولویتی هم قائل هستید که ضرورت ورود علما در یک گرایش اولویت بیشتری داشته باشد؟ یا همه را مفید می‌دانید؟

بر اساس تجربیات خودم، بازگشت همه این هنرها به کلمه است. یعنی یک هنرمند کارگردان، وقتی می‌خواهد حرف بزند، برمی‌گردد به یک علم که در یک کلمه می‌گنجد. این را باید درست کرد. اگر به سراغ سینما می‌روید، باید یک پیام معرفتی داشته باشید، نه اینکه طلبه، ابزار و بازیگر صرف باشد. به همین خاطر است که آیین مقدس اسلام روی کلمه مانور می‌دهد. سینما یک کلام متعالی می‌خواهد. موسیقی بدون ادبیات امکان ندارد. یک نمایش، یک نمایشنامه متعالی می‌خواهد. اگر اشعار حافظ و سعدی نبود، خواننده‌ها می‌خواستند چه بخوانند؟ پس هر کدامِ اینها کلمه‌اند و معنا دارند.

دبیرخانه هنر آسمانی: اگر در حوزه، یک استاد دیوان شعر داشته باشد، همه استقبال می‌کنند، اما اگر یک طلبه بگوید نقاشی می‌کشم، توسط طلاب دیگر مورد استقبال قرار نمی‌گیرد. دلیل این تفاوت‌ها چیست؟

در ادبیات ما، قدرتمندانی مثل نظامی داریم که شعر گفته‌اند؛ مثل اسکندرنامه و لیلی و مجنون که پر از حکمت و پر از نکات عالی است. کسی که دوچرخه‌سواری می‌کند و کسی که هواپیما را خلبانی می‌کند، فرق می‌کنند؛ ولی به هر حال هر کاری باید پر از حکمت باشد، نه کم‌معنا و بی‌اثر.


١٠:٣٠ - دوشنبه ٢٨ فروردين ١٣٩٦    /    شماره : ٣٩٠٤٩١    /    تعداد نمایش : ٣٨٧


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج